خزوخیل

گر دو روزي ز قضا حاکم اين شهر شوم خون صد شيخ به يک مست روا خواهم کرد

اون داداشم بود ..

یعنی 

اگه نگرانی داشت یا کمبود ، ناهمواری داشت راهش یا کج بود  

گذر ماها سخت بود یا ناراحت بود ، یکی کنارش تا آخر بود !! 

حتی اگه باهاش قهر بود !

دغدغش دغدغم بود ، خندش قه قَهَم بود 

مشکلا بر طرف بود ! 

آسمونش اگه ستاره نداشت با چراغ قوه بالاسرش بودم 

اگه لخت میشدن بال هاش ، پَرِش بودم 

تخم چشم بود ، نشون میدادم کلی نکته بهش 

خوبشو میخواستم خدا شاهده ، لعنت به منکرش ! 

من هنوز همونم ، همون !! 

عوض ، اونایی شدن که نموندن پهلوت ..

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط سیاوش مست نظرات ()

نطفه مونو تو جنگ بستن. تو ویرونیش به دنیا اومدیم. تو سر و صدای

سازندگیش بزرگ شدیم. به ما که رسید مدرسه ها غیرانتفاعی شدن. رسیدیم

کنکور انواع اقسام کلاسارو گذاشتن. اومدیم ماشین بابامونو بپیچونیم یارانه ی

بنزینو برداشتن.
کار پیدا کردیم صاب کارمون دیگه پول نداشت بهمون بده(کارخونه ورشکستشد). 

رفتیم اینترنت دیدیم زده دسترسی به این سایت امکان پذیر نیست. 

حرف دلمونو به دختری که دوسش داشتیم نتونستیم بزنیم، شکست عشقی

خوردیم آمدیم سیگار بکشیم روش انواع اقسام عکسارو کشیدن که سیگار نکشین.

با یکی دیگه دوس شدیم با هزار مصیبت رفتیم بیرون گشت ارشاد به جرم بی جرمی گرفتمون. 

اومدیم بریم سربازی 18 ماه شد 24 ماه. اونم چه جوری؟ هر روز از امریکا

گرفته تاااااااااااااااااااااا بیا برس به امارات تهدید به حمله کردن .

خواستیم از ایران بریم دلار شد 2000تومن. 

خدایا بچه های دهه ی 60 چه هیزم تری بهت فروختن؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ توسط سیاوش مست نظرات ()


 Design By : Pichak